ماه مهر...
* ماه مهر است ودلم مدرسه ای می خوا هد به بزرگی دل خسته ی این شا گر دان
* با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان
*مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی تا در آن کودک دانش نشود سرگردان
* یا معلم نکند بسته ده تایی را تا سر برج دگر قرض برای مهمان
* کاش می شدننویسند به چشمی پرآب کودکان بر دل پر خون پدر (بابا نان ! )
*من نمی دانم اگر باز قطاری باشد جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان؟
* روبهک قالب ناچیز پنیری را باز می ربایدبه فریب ازنوک زاغی خوشخوان ؟
* مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم؟ بر سر سفره او سر زده آید مهمان؟
* فصل باران گهر های فراوان شاید رفته از جنگل خوش آب و هوای گیلان
* گفته تصمیم گرفته است که کبری امشب تا کتابش نشود خیس به زیر باران
* از قضا گرگ به این گله زده از غصه تا به فریاد نخندد ز دروغی چوپان
* اکرم عاطفه ها گشته سه روزی بیمار موش بدجنس شبی خورده هما را دندان
*مشق شب گرکه نوشتیم وکتابی خواندیم مقصدآن است که ازاین همه باشیم انسان
:: بازدید از این مطلب : 1283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0