نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

برکات حضور امام رضا (ع) در ایران

 

اندیشه > دین- همشهری آنلاین:
از جمله رویدادهای مهمی که در تاریخ ایران از جایگاه والایی برخوردار است، سفر امام رضا(ع) به ایران و استقرار ایشان در مرکز خلافت، یعنی مرو(خراسان) در جایگاه ولایتعهدی است. هر چند این سفر با اصرارهای مأمون، خلیفه وقت عباسی، صورت پذیرفت؛ اما در عمل دارای آثار و پیامدهای درخشانی است.

حضرت على بن موسى (ع)، ملقب به رضا، در سال 148 هجرى قمرى 11 ذیقعده در مدینه به دنیا آمد. پدر آن حضرت امام موسى بن جعفر و مادرش بانویى بزرگوار به نام «نجمه» بود. که او را سمانه و تُکْتَمْ و طاهره نیز می‌گفتند. بعد از شهادت امام کاظم(ع)، آن حضرت در 35 سالگى عهده دار مسئولیت امامت و حفظ مبانى اسلامى و رهبرى شیعیان شد.
مدت امامت امام هشتم حدود 20 سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: 10 سال اول امامت آن حضرت که همزمان با دوره زمامدارى هارون بود. 5 سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین، فرزند هارون بود. 5 سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامى آن روز بود.

امام رضا(ع) در هر یک از این سه دوره، به مقتضاى مسئولیت خطیر امامت، با اوضاع و احوال پیچیده خلافت آن روز که به نام اسلام بر مردم حکومت می شد و با وجود نابسامانى‌هاى زیادى که از جهات مختلف در زندگى اجتماعى مردم وجود داشت، وظایف متناسب خود را در راه خدمت به اسلام انجام می داد.

سفر امام رضا(ع) به ایران

مأمون که در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود، بعد از درافتادن با برادرش امین و کشتن او، مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. پس از استقرار حکومت، دو چیز او را واداشت که از امام على بن موسى الرضا(ع)دعوتى مصرانه به عمل آورد تا حضرت را به زور و اکراه هم که شده به مقر حاکمیت خود بکشاند:1ـ خالى بودن دستگاه حکومتى از وجود یک رکن مهم علمى و معنوى،2ـ جلوگیرى از نفوذ چشمگیر مردم آگاه، به ویژه طرفداران آل على(ع).

مأمون گمان می‌کرد با آمدن على بن موسى الرضا(ع) به ایران، ضمن پر شدن خلأ علمى و معنوى، با عَلَم کردن ولیعهدىِ آن حضرت، در ظاهر به خواسته‌هاى طرفداران آل على و پیروان امام هشتم جامه عمل پوشانده می‌شود و آرامشى در قلمرو حکومت ایجاد و راه بهره بردارى‌هاى سیاسى هم هموار می‌گردد، یا دست کم با این اقدام، سرپوشى روى کارهایى که شده و یا در شرف انجام است، گذاشته می‌شود.

در خطه ایران، مردم به آل على و امامان شیعه، علاقه و محبتى خاص داشتند و زمینه مساعدى از نظر معنوى در دل‌هاى مردم ایران درباره علویان وجود داشت. در آن زمان چشم امید شیعیان به سوى امام على بن موسى الرضا(ع) بود، امامى که آوازه دانش و پاکى او به همه اقطار اسلامى رسیده بود، امّا امکان بهره بردارى از افکار بلند و اهداف الهى او فراهم نبود.

پدر بزرگوارش سال‌هاى طولانى را در زندان هارون گذرانده بود و خودش نیز مدت‌ها تحت نظر دستگاه‌هاى حاکم بود. مأمون می خواست ضمن استفاده از موقعیت علمى و اجتماعى حضرت رضا(ع)، کارهاى او را تحت نظارت کامل خود قرار دهد. از طرف دیگر، با این کار، می‌توانست محبوبیت قابل ملاحظه‌اى در میان مردم بسیارى که امام رضا را دوست داشتند به دست آورد. در نهایت قرار شد که امام رضا(ع)را براى حضور در مرکز خلافت اسلامى که از حدود کشورهاى عربى به ایران منتقل شده بود، حاضر سازند.

واکنش امام رضا(ع) به دعوت مأمون

امام رضا(ع) براى اینکه به مأمون و کارگزاران او بفهماند که از مقاصد نهانى و نقشه هاى طرح شده آگاهى دارد، ابتدا دعوت را نپذیرفت، ولى اصرار و تأکیدهاى فراوانى انجام گرفت تا سرانجام، منجر به حرکت امام از مدینه به طرف مَروْ، مرکز خلافت اسلامى آن روز شد.امام طى مسافرتى به مکه، از طریق عراق، عازم خراسان شد. از مکه تا بصره، قافله با تشریفاتى خاص به راه افتاد.

امام رضا(ع) هیچ کس از افراد خانواده را همراه نیاورد، حتى یگانه فرزند عزیز خود محمد، ملقب به «جواد(ع)» را هم در مدینه گذاشت و خود به تنهایى راهى سفر به ایران شد. امام در طول راه حجاز تا بصره، در هر شهرى به مناسبتى، با مردم مذاکراتى داشت. از بصره تا خرمشهر و از خرمشهر به اهواز و سپس از راه اراک، رى و نیشابور، مسافرت ادامه یافت. سرانجام، 10 شوال 201 هجرى قمرى قافله به مرو رسید.

با ورود امام رضا(ع) به ایران جغرافیای تشیع تغییر کرد و ایران به قطب معارف شیعی تبدیل شد. امام با حضور خود معارف را گسترش داد و درهای همه علوم به ایران باز شد و موقعیت این سرزمین به عنوان مرجع و منبع علوم به تثبیت رسید.

تا پیش از امام رضا(ع) در مکتب تشیع فرقه ها و دیدگاه‌های مختلف انحرافی وجود داشت و این در حالی است که با حضور امام هشتم (ع) نگرش فرهنگی جامعه ایران دچار تحول جدی می‌شود. بدین معنا که وقتی امام جواد(ع) فرزند امام رضا(ع) به مقام امامت منصوب می‌شود، هیچ اختلافی در جامعه شیعی آن دوره اتفاق نمی‌افتد که این نشان از بلوغ فرهنگی است که توسط امام ایجاد شده بود.

این تغییر جغرافیا و توسعه فرهنگی در ایران، نمادهای تازه ای را در فضای جامعه آن دوره ایجاد کرد. به گونه ای که بر اساس تاریخ شیعه، مردمی که بر سر امامت امام موسی بن جعفر(ع)، امام صادق(ع) و دیگران دچار آن اختلافات بنیادی فرهنگی بودند، نسبت به امامت امام جواد(ع) آن هم در سنین کودکی هیچ اختلافی ندارند. بنابراین این تحول و بلوغ فرهنگی حاصل حضور امام رضا(ع) در مکتب ایران است.

به همین دلیل عصر امامت امام رضا(ع) را می‌توان به عنوان دوران طلایی تمدن اسلامی خواند؛ زیرا امام رضا(ع) تمامی انحرافات و کج روی‌های ایجاد شده را از فضای جامعه محو کرد، این انحرافات به مبانی عمیق دینی و علمی تبدیل شدند و مردم به بلوغ کامل اجتماعی و فرهنگی رسیدند. این فرهنگ عمیق مبنای تغییر و تحول تمدنی شد که بعدها مبنای تمامی تمدن‌های دیگر قرار گرفت، ضمن اینکه معارف ناب دینی به عنوان پشتوانه تمدن اسلامی قرار گرفت.

برکات حضور امام رضا (ع) در ایران

بی شک باید حضور امام رضا (ع) را در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) به شمار آورد. علی رغم همه محدودیت هایی که مأمون برای جلوگیری از فعالیت امام رضا (ع) و ارتباط شیعیان با امام (ع) به وجود آورده بود، بارزترین موضوعی که در سیره امام رضا(ع) از مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور مشهود است، تلاش حضرت برای معرفی جایگاه معصومین(ع) در این فرصت است.

امام رضا (ع) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. «رجاء بن ابی الضحاک» که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر اینکه مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند. امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد.

حدیث سلسلةالذهب و رفع انحرف از تشیع

امام رضا(ع) در حرکت از مدینه به خراسان به شهر نیشابور رسیدند و مردم زیادى به استقبال ایشان شتافتند و از وی درخواست کردند تا آنها را با حدیثى از پدران خود خشنود سازد. امام رضا (ع) فرمود: پدرم از پدرش و او نیز از پدرش... تا على (ع) و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نیز از خداوند متعال نقل فرمود که: لااله الاالله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابی؛ لااله الاالله دژ استوار من است، پس هر کس در این حصار وارد شود از عذابم محفوظ است.

امام چند قدمى حرکت کردند و سپس برگشته و فرمودند: بشرطها و انا من شروطها، به شرط هاى آن و من از جمله شرط هاى آن هستم. مقصود امام (ع) از شرطها، اعتراف به این واقعیت است که حضرت رضا(ع) مانند پدرانشان از سوى خدا امام و حجت است و اطاعتش بر همه واجب است.

امام ابتدا و بلافاصله نفرمود قال رسول الله(ص) بلکه فرمود سمعت من ابی و ... یعنی از پدرم شنیدم و او از پدرش و ... یک یک پدران را گفت تا رسید به امام حسین(ع) که او نیز از پدرش امیرالمؤمنین(ع) و او نیز از پیامبر(ص) شنید و پیامبر از جبرئیل شنید که خداوند فرمود: "کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی" یعنی توحید و اقرار به وحدانیت خدا حصار من است که هر کس به درون این حصار وارد شود از همه عذاب‌ها در امان است.

امام رضا(ع) این حدیث را از زبان پدرش و به ترتیب تا پیامبر و بعد به خداوند نسبت می دهد که این نشان می دهد حدیث سلسلة الذهب حدیث قدسی است. این حدیث از این جهت که سندش دقیق و از زبان بزرگان و ائمه است به "حدیث سلسلة الذهب" معروف شده که نکات بسیار مهمی در آن مستتر است.

وقتی امام این حدیث قدسی را فرمودند همینکه کاروان حرکت کرد امام دستور به توقف دادند و قافله ایستاد و مجددا پرده کجاوه کنار رفت و حضرت در اینجا سخنی دارند که مربوط به خود ایشان است و فرمود: "بشروطها و انا من شروط‌ها". امام رضا(ع) در ادامه این حدیث می فرمایند که تنها اعتقاد به خدا کافی نیست و مسائل دیگری نیز وجود دارد که رعایت مجموعه اینها از سوی فرد او را دیندار می کند. در این حدیث نشان داده می شود که ارتباط بشر در گرفتن پیام از ذات احدیت اصل است یعنی اولا توحید و خداباوری یک اصل اعتقادی است که باید به باور برسد و ثانیا پذیرش رهبری بشری از میان انسانها به نام پیامبر در این حدیث مستتر است.

بر اساس این حدیث، ایمنی شخص موحد از عذاب الهی شروطی دارد که حضرت رضا(ع) تنها یک شرط آن را در این حدیث بیان فرمودند و" انا من شروط‌ها" یعنی توحیدی که در کنار آن اعتقاد به رهبری انسان‌های پاک و لایق و مورد عنایت خدا باشد شرط اساسی در امان ماندن از خشم الهی در دنیا و آخرت است.

امام با بیان این حدیث در جمع مردم نیشابور که اکثرا سنی مذهب بودند و از جمله مهمترین شهرهای ایران و پایگاه فرهنگی اهل سنت بود، مسئله ولایت امیرالمؤمنین بعد از خاتمیت رسالت پیامبر و نیز امامت و رهبری ائمه معصومین را دوباره مطرح می کنند و با صدای بلند تأکید می فرمایند که ای کسانی کهاهل نماز و قرآن و ... هستید، بدانید اگر از ولایت خاندان پیامبر و امامت ما دور باشید اعمال عبادی شما بی ارزش خواهد بود و نجات بخش نیست.

در واقع حدیث سلسلة الذهب نشانه رد شیعیان 7 یا 5 و 3 امامی از سوی امام رضا(ع) است. برخی شیعیان پس از امام صادق (ع) معتقد بودند که فرزند ایشان اسماعیل- که در زمان خود امام صادق(ع) از دنیا رفت- ادامه سلسله امامت است و یا بعد از امام کاظم(ع) گروه واقفیه معتقد بودند که امام کاظم نمرده و روزی بر می گردد و او مهدی موعود است که امام رضا(ع) با بیان حدیث سلسلة الذهب بر انحراف آنها از شیعه واقعی تأکید فرمود. امام رضا(ع) با بیان جمله "بشروطها و انا من شروطها " به تمام احزاب و فرقی که پرچم مخالفت امام کاظم و امام صادق و شخص امام رضا (علیهم السلام) و حتی قبل از آنها را بر افراشته بودند، انحراف آنها را گوشزد می کند.

علل پذیرش ولایتعهدی از طرف امام هشتم(ع)

پذیرش ولایتعهدی مأمون از طرف امام رضا(ع) دلایل گوناگونی دارد ، شاید امام(ع) احساس کردند نپذیرفتن ولایت عهدی، تنها به قیمت جان او تمام نمی شود، بلکه جان تمام شیعیان و علویان هم به خطر می افتد. اگر در آن شرایط برای امام(ع) جایز بود جان خود را به خطر اندازد، امام برای علویان و شیعیان چنین روا نمی دانست.

چنانچه امام با رد مقام ولایتعهدی، خود و پیروانش را به نابودی می کشاند، کفر و الحاد همه جا را فرا می گرفت و در نتیجه مأمون به اهداف شوم خود دست می‌یافت. در واقع پذیرش ولایت عهدی از سوی امام(ع) را می توان یک اعتراف ضمنی از طرف عباسیان دانست که علویان هم در این حکومت سهم شایسته ای دارند. امام رضا در بیاناتشان به علت پذیرش ولایتعهدی اشاره کرده و فرمودند: همان انگیزه ای که جدم امیرالمؤمنین (ع)را وادار به شرکت در شورای شش نفره نمود، مرا نیز به پذیرش ولایت عهدی واداشت.

در پذیرش شروط ولایت عهدی، امام به خوبی به توطئه ها و هدف های پنهان و آشکار مأمون آگاهی داشت. گفتار و رفتار حضرت حکایت از اجبار و عدم رضایت او در این پذیرش نمادین می کرد و به همین جهت حضرت ولایت عهدی را با شرایط خاصی همچون، عدم دخالت در کار امر و نهی و عزل و نصب و کارهای حکومتی، عدم پرداختن به امر قضاوت، عدم جابجایی و نقض هیچ رسم و سنتی، پذیرفتند.

در واقع امام با گذاشتن این شرایط خط بطلانی بر اهداف مأمون کشید و این امر موجب شد تا حکومت نتواند کارها را به نام امام پیش ببرد و امور را به صورت شرعی و دینی جلوه دهد. از طرف دیگر، چون موضع امام (ع) عدم اعتراف به قانونی بودن نظام حکومتی او بود، به همین دلیل و با چنین شرایطی دیگر مأمون قادر به اجرای نقشه هایش به نام امام (ع) نبود.

پس از اینکه مأمون به عظمت معنوی امام در جامعه پی برد و از طرفی با اعتراض عباسیان بغداد در مورد واگذاری ولایتعهدی به حضرت مواجه گردید، تصمیم گرفت امام (ع) را از سر راه خود بردارد.

مأمون برای شکستن شخصیت علمی حضرت، اقدام به تشکیل مجالس مناظره و مباحثه با دانشمندان ادیان مختلف نمود که با حضرت رضا(ع) به مناظره و مباحثه بنشینند، شاید از این رهگذر بتواند در مباحثات علمی که بین آنها به وجود می آید شکستی برای حضرت ایجاد کند و از محبوبیت آن وجود مقدس در بین مردم، بکاهد.

سرانجام توفیق نیافت و دانشمندان برجسته تمام ادیان و مذاهب از مراکز علمی جهان با امام (ع) به بحث و گفتگو نشسته و همه عالمان مذاهب و صاحبان افکار و آرای مختلف به بزرگواری و احاطه علمی آن حضرت اقرار و اعتراف نمودند. پیروزی های حضرت در مباحثات، مأمون را نا امید کرد، وی خود را در تحقق اهدافش شکست خورده و ناکام دید.

در حالی که روز به روز بر عظمت امام رضا(ع) افزوده می شد و حقانیت فرزند پیامبر(ص) روشنتر می گردید، مأمون بعد از گذشت دو سال از ورود امام(ع) به خطه خراسان، حضرت را که حدود 55 سال از عمر پر برکتش سپری شده بود در روز جمعه آخر صفر سال 203 هـ ق- در سناباد نوقان، که امروز یکى از محله هاى مشهد است- بوسیله انگور زهرآلود مسموم کرد و به شهادت رساند. آنگاه از باب عوام فریبی، خود را عزادار نشان داد و امر کرد تا پیکر مطهر امام(ع) را در سرای حاکم عباسی (بقعه هارونی) به خاک بسپارند. پس از شهادت حضرت رضا (ع) و دفن ایشان، بنا به پیشگویی آن حضرت، خراسان، مطاف فرشتگان الهی و قبله نیاز و زیارتگاه شیعیان جهان شد.

نگاهی به برخی برکات حضور امام رضا (ع) در ایران

هجرت اجباری امام(ع) از مدینه به مرو نه تنها موجب افشای سیاستهای خائنانه مأمون گشت، بلکه پیوند با ایرانیان متمایل به تشیع و تبدیل خراسان بزرگ به کانون تشیع و تلاش برای تحکیم مبانی عقیدتی و کلامی شیعه با استفاده از فرصت ولیعهدی از عالی ترین نتایج این هجرت پر برکت به شمار می رود.

رشد حوزه های علمی و گسترش تشیع، ایجاد فضاهای زیارتی و عبادی، ایجاد موقوفات، شفاخانه یا دارالشفاء، مهاجرت سادات به ایران و قیام محمد بن قاسم از جمله نتایج هجرت امام رضا(ع) به سرزمین ایران به شمار می رود. از جمله مسئولیتهای مهم ائمه اطهار(ع) به ویژه امام رضا(ع)، از یک سو، ارشاد و هدایت آحاد مردم و سوق دادن آنها به قرآن و سیره پیامبر اعظم(ص) و از دیگر سو، تعلیم و تربیت مردم و توجه دادن آنان به علم و دانش و مبارزه با انواع نادانیها، جهالتها و شبهات و سرانجام تربیت شاگردان، عالمان و اندیشمندان بوده است، کسانی که هر یک در اعتلا و گسترش فرهنگ و مبانی تفکرات شیعی سهم بسزایی داشته اند.

امام رضا(ع) هم در مدینه منوره و همزمانی که به مرو هجرت نمود، همواره پاسخگوی تشنگان و جویندگان دانش و معرفت بود. در این خصوص، آن حضرت فرمود: "دانش‌های ما را فراگیرید و به مردم یاد دهید، زیرا اگر مردم زیبایی سخن ما را بدانند، از ما پیروی میکنند. همچنین ایشان می فرمود: "من در روضه منوره نبوی می نشستم، در حالی که علمای بسیاری در مدینه حضور داشتند، هنگامی که یکی از آنان در پاسخ سئوالی در می ماند، همگی آنان، افراد را به نزد من می‌فرستادند و من پاسخگوی سئوالات آنان بودم.

امام علی بن موسی الرضا(ع) طی دوران اقامت خود در مرو، برای ترقی اندیشه و اعتقادات مردم خراسان بسیار تلاش نمود و با مناظره های علمی با اهل کتاب و نحله های فکری گوناگون، موجبات اعتلای معرفت و بینش دینی این منطقه را فراهم آورد. آن حضرت، با تشکیل محافل علمی، کلامی و حدیثی به دفاع از اصول اسلام و فرهنگ اهل بیت پرداخت و به شبه‌ات و ایرادات فِرَق مختلف پاسخ داد.

شمار مناظرات امام رضا(ع) با اهل کتاب و نمایندگان مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان، صابئین و فرق اسلامی بسیار است. مباحث این مناظرات علمی درباره آفرینش جهان، توحید، صفات خداوند، انبیای الهی و عصمت آنان، جبر، اختیار و امامت، تفسیر آیات گوناگون قرآن، فضایل اهل بیت(ع)، احادیث، دعا و احکام دین بود.

این مناظرات از یکسو موجبات عظمت علمی امام رضا(ع) و از سوی دیگر زمینه رسوایی و سرافکندگی مأمون در مقابل علمای ادیان و از سوم سو، حقانیت و شایستگی امام(ع) و غاصبانه بودن خلافت مأمون و از سوی چهارم زمینه پی بردن علمای ادیان نسبت به جایگاه رفیع شریعت، و احکام اسلام و کامل بودن آن را فراهم نمود.

پیشگویی امام رضا(ع) از پشیمانی مأمون در دعوت از ایشان

چنانکه امام رضا(ع) جریان پشیمانی و رسوایی مأمون را قبل از برگزاری مناظرات با علمای ادیان، به «نوفلی» چنین فرمود: "ای نوفلیّ! میخواهی بدانی چه زمانی مأمون پشیمان می شود؟ گفتم: بله. فرمود: زمانی که ببیند با اهل تورات با توراتشان و با اهل انجیل با انجیلشان و با اهل زبور با زبورشان و با صابئین به عِبری و با زردشتیان به فارسی و با رومیان به رومی و با هر فرقه ای از علما به زبان خودشان بحث می کنم، و آنگاه که همه را مجاب کردم و در بحث بر همگی پیروز شدم و همه آنان سخنان مرا پذیرفتند، مأمون پشیمان خواهد شد."

با توجه به جوّ عقلگرایی که در زمان مأمون اوج گرفته بود و درگیری معتزله و اشاعره و انشعابات این دو و سر برآوردن فرقه های گوناگون در آن دوره که منشأ آن رواج و توسعه کاربرد عقل در مسائل کلامی و دینی بود، حضور امام رضا(ع) برای تبیین و تحکیم مواضع شیعه و رفع شبه‌ات از آن و رهنمون شیعیان بسیار ضروری و مفید می‌نمود.

علی بن موسی الرضا(ع) افزون بر شرکت در مناظرات عمومی و مجالس علمی که مأمون آنها را تدارک می دید، در منزل خود و مسجد مرو نیز حوزه علمی تشکیل داد و پذیرای شیعیان و پیروان خویش شد، شیعیانی که از شهرها و روستاهای دور و نزدیک و از طبقات گوناگون برای زیارت آن حضرت و گرفتن راهنمایی و کسب معارف علمی و دینی و حل شبهات و مسائل گوناگون می آمدند تعداد ایشان هر روز بیشتر میشد، تا جایی که مأمون احساس خطر کرد و به «محمدبن عمرو طوسی» دستور داد مانع ورود و اجتماع آنها در خانه حضرت شود.

امام(ع) از هر فرصتی در جهت اعتلای اسلام و گسترش فرهنگ ناب شیعی استفاده نموده و در صدد بود به شیوه خالصانه امر به معروف و نهی از منکر نماید و جلوی انحرافات را مسدود کند. از جمله روزی مأمون از امام رضا(ع) خواست که نماز عید را اقامه کند، اما امام ابتدا نپذیرفتن تا اینکه مأمون اصرار کرد، حضرت فرمود: "... من آنگونه که رسول خدا(ص) و امیرالمۆمنین(ع) (برای نماز عید) بیرون میرفتند، بیرون خواهم رفت.

مأمون پذیرفت، آن حضرت با پای برهنه به راه افتاد، پس از اندکی راه را رفت و آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و تکبیر گفت همراهان و موالیان او نیز تکبیر گفتند، گویی آسمان و در و دیوار نیز با او تکبیر می گفتند، مردم که حضرت رضا(ع) را با آن حال دیدند، صدای تکبیرش را که شنیدند، چنان صداها را به گریه بلند کردند که شهر مرو به لرزه در آمد.

خبر به مأمون رسید، «فضل بن سهل» به مأمون گفت: اگر علی بن موسی الرضا(ع) بدین حال به مصلی برود، مردم شیفته او خواهند شد و همه ما بر خون خود بیمناک هستیم. مأمون نیز دستور بازگشت حضرت را داد و امام(ع) نیز بازگشت. از این جریان روشن می گردد که امام(ع) در برنامه های عبادی خویش نیز بر آن بود تا سنت رسول الله(ص) و امیرالمۆمنین را که در تبیین جایگاه شیعه و معارف اسلامی نقش برجسته ای دارد، محقق کند.

اقامه نماز باران توسط امام رضا(ع) و وحشت عباسیون

یکی از حوادث مهمی که باعث محبوبیت بیشتر امام رضا(ع) در میان مردم خراسان و شیعیان گردید، نزول باران رحمت بر اثر دعای حضرت بود. هنگامی که حضرت به ولایتعهدی مأمون منصوب شد، منطقه خراسان دچار کم آبی شد و مزارع و باغات در معرض خطر قرار گرفت. مأمون از امام(ع) خواست که دعا کند و از خداوند بخواهد تا باران رحمت خود را نازل نماید. امام(ع) به خواسته مأمون پاسخ مثبت داد و پذیرفت که در پیشگاه الهی دعا کند.

سرانجام در موعد مقرر به بیابان رفت و مردم زیادی نیز گرد آمده بودند. حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثنای پروردگار عرض کرد: "بارالها! تو قدر و منزلت اهل بیت(ع) را بالا بردی و به آنان بزرگی و عظمت بخشیدی، مردم به امید فضل و رحمت تو به ما متوسل شدهاند، از تو درخواست دارم حاجت آنها را برآوری و باران رحمتت را نازل نمایی، بارانی که ویرانی و زیان به بار نیاورد، بارانی که شروع آن موقعی باشد که مردم از صحرا برگشته و به منازل و قرارگاههای خود رسیده باشند. "

سرانجام دعای حضرت مستجاب شد و همانطور که از پیشگاه الهی درخواست نموده بود عملی گردید. نزول باران رحمت بر اثر دعای حضرت(ع) موجب قدرشناسی مردم گردید و همه یک زبان می گفتند: بزرگواری ها و کرامات حضرت باری تعالی بر فرزند پیامبر اسلام(ص) گوارا باد.

محتمل است که هدف مأمون از فرستادن حضرت برای دعای باران، این بود که ایشان پس از حضور در بیابان به اتفاق انبوهی از مردم و دعا در پیشگاه الهی، دعایشان مستجاب نشود و ایشان را در میان عامه مردم تحقیر نماید. اما با استجابت دعای حضرت، موقعیت مأمون نیز تضعیف و این حادثه برای وی گران تمام شد.

استجابت دعای حضرت و نزول باران رحمت، از یک سو موجب فزونی محبوبیت و علاقمندی به امام رضا(ع) در افکار عمومی شد و از دیگر سو، زمینه نفوذ تشیع و گرایش به آن را مخصوصاً در افرادی که معرفت و علاقمندی آنها به امام(ع) ریشهدار و عمیق بود، فراهم کرد.

کلام نورانی امام رضا (ع )

هدیه کینه ها را از دل می زداید.
کسی که اندوه مؤمنی را بگشاید خدا روز قیامت اندوه را از قلبش می زداید.
از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک کند.
عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست، بلکه به بسیار اندیشیدن درکار خداست.
کسی که از خدا توفیق بخواهد ولی تلاش نکند خود را مسخره کرده است.
از ما نیست کسی که همسایه اش از شر او در امان نباشد.
در هر زمان که مردم گناه جدیدی را رایج کنند، خداوند تبارک و تعالی، بلای جدیدی که تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها نازل می کند.

سفارشى از امام رضا(ع)

على بن شعیب، یکى از شاگردان با استعداد و لایق آن حضرت، می گوید: روزى به دیدار امام رضا(ع) رفتم، از من پرسید: یا على! چه کسى از نظر زندگى بهترین مردم است؟ جواب دادم: اى سرور و آقاى من! شما به این مطلب از من داناترید. بعد از آن فرمود: «یا على، مَنْ حَسَّنَ مَعاشَ غَیْرِهِ فى مَعاشِهِ.»؛ کسى که امور زندگى دیگران را از طریق امورِ زندگى خویش نیکو می گرداند. و سپس ادامه داد: می دانى چه کسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ جواب دادم: شما داناترید. فرمود: کسى که دیگران از زندگى او بهره اى ندارند

 



:: بازدید از این مطلب : 360
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

 

 

 

براساستصميم شوراي عالي آموزش و پرورش، باتوجه به اجراي سند تحول بنيادين :

برگزاري امتحانات پايان دوره ابتدايي،درپايه ششم


هشتصدو پنجاه و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش عصر امروز با حضور دكتر حاجي بابايي و اكثريت اعضا در سالن اجتماعات دفتر وزارتي برگزار شد كه در اين جلسه مقرر شد با توجه به استقرار نظام آموزشي 3-3-6 ، امتحانات هماهنگ منطقه اي پايه پنجم ابتدايي از سال تحصيلي آينده در پايه ششم ابتدايي برگزار مي شود.

 

به گزارش مر كزاطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، هشتصدو پنجاه و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش(نخستين جلسه در سال 91) عصر امروز 22 فروردين ماه با حضور دكتر حاجي بابايي و اكثريت اعضا در سالن اجتماعات دفتر وزارتي برگزار شد.

گفتني است، در ابتداي اين جلسه مهدي نويد ادهم ، دبير شوراي عالي آموزش و پرورش به ارائه گزارش عملكرد شوراي عالي آموزش و پرورش در سال 90 پرداخت.

لازم به ذكر است، در اين جلسه، شوراي عالي مقرر كرد، به دليل استقرار نظام آموزشي 3-3-6، امتحانات هماهنگ منطقه اي به جاي پايه پنجم از سال تحصيلي 91-90 در پايه ششم ابتدايي برگزار شود و تمامي قوانين و آيين نامه هاي مصوب شورا مربوط به دوره پنج ساله ابتدايي به پايه ششم تسري يابد.

شايان ذكر است، امسال در دوره ابتدايي امتحانات هماهنگ منطقه اي را به دليل اينكه پايه پنجم ابتدايي پايان دوره نيست، نخواهيم داشت، لذا در سال تحصيلي آينده(92-91) با استقرار پايه ششم ابتدايي ، امتحانات هماهنگ منطقه اي در اين پايه برگزار خواهد شد.

 



:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

آموزش علوم همراه با فعاليت هاي عملي

شايد تا چند سال پيش، آموزش علوم نيز مانند ساير دروس به شنيدن توضيحات معلم، ديدن تصاوير كتاب درسي و حفظ مطالب آن محدود مي گشت، اما امروزه با مطرح شدن مفاهيمي مانند يادگيري مادام العمر، فراشناخت (يادگرفتن يادگيري) و مهارت هاي درس علوم، اين آموزش دچار تحولات و تغييرات عظيمي گشته است. امروزه تاكيد كتاب هاي علوم ما، بر مشاهده (استفاده از حواس مختلف)، تجزيه تحليل، فرضيه سازي، جمع آوري اطلاعات، پيش بيني، نتيجه گيري و مهارتهاي پژوهشي ديگر مي باشد.

 

بزرگان تعليم و تربيت با مطرح نمودن نظرياتي چون شناخت گرايي و ساختن گرايي در پي آنند كه توجه معلمان را به اين نكته جلب نمايند كه براي عميق تر شدن، تداوم داشتن و سريع تر شدن يادگيري بايد متعلمان را به انجام تجربيات دست اول وادار نمود.

 

اين فعاليتهاي عملي، ضمن لذت بخش تر شدن آموزش، دانش آموزان را در كسب مهارت هاي مورد نياز در برنامه درسي ياري خواهد داد. هر چه معلمان با انواع گوناگون فعاليت ها در دروس مربوطه آشنا باشند، توانايي ايشان در طراحي تدريس‏هاي ثمربخش بيشتر خواهد بود. در اينجا با تعدادي از فعاليت هاي عملي در درس علوم آشنا خواهيد شد:

هرم غذايي

1- در درس تغذيه ابتدا از بچه ها بپرسيد كه چه چيزهايي امروز خورده اند. پاسخ ها را ليست كنيد و به كمك بچه ها طبقه‏بندي نماييد و آن ها را در 6 طبقه مواد غذايي جاي دهيد. مي توانيد هرم مواد غذايي را به كمك نوار چسب هاي تيره رنگ كف كلاس درست كنيد. در هر قسمت سبدي قرار دهيد با استفاده از مواد غذايي پلاستيكي يا تصاوير مجلات از بچه ها بخواهيد هر ماده غذايي را در سبد مخصوص به خود قرار دهند. در مرحله بعد هريك از دانش آموزان يكي از مواد غذايي سالم را انتخاب كند و درباره مواد مغذي (ويتامين يا مواد معدني يا پروتئين) آن ماده تحقيق كند و بگويد چه اثري روي بدن ما دارد. مثلا با انتخاب شير، به كلسيم آن توجه كند و تاثيرش را بر دندان ها نشان دهد. پس از تحقيقات، پوستري براي تبليغ آن ماده غذايي درست كند مثلا يك صورت خندان با دندان هاي سفيد را نشان دهد كه ليوان شيري در كنارش قرار دارد و با جمله اي بنويسد (كلسيم شير دندان ها را محكم مي كند. پس هرچه مي توانيد شير بخوريد)، پوسترها را در راهروي مدرسه آويزان كنيد.

 

براي بچه هاي كلاس هاي پايين تر، تصاويري از انواع خوردني ها و غذاها از روزنامه ها بچينند و سه برگه كاغذ در اختيار هر دانش آموز قرار دهيد تا با چسباندن تصاوير مناسب، سه وعده غذايي صبحانه، ناهار و شام را روي سه برگه كاغذ نشان دهد. كارهاي بچه ها را به نمايش بگذاريد و درباره آنها بحث كنيد.

 

کرم خاکي

2- مشاهده كرم هاي خاكي، اطلاعات زيادي در اختيار بچه ها قرار مي دهد. از بچه ها بخواهيد در زير سنگ ها، خاك يا برگ ها به جستجوي كرم هاي خاكي بپردازند و عكس العمل آنها را مشاهده و يادداشت كنيد. بچه ها خواهند فهميد كه كرم هاي خاكي از نور آفتاب گريزانند و به سرعت داخل خاك عقب نشيني مي كنند. (زيرا اشعه ماوراء بنفش براي آنها مضر است) ضمناً با خشك شدن بدن مرطوب كرم، ديگر نمي تواند تنفس كند.

 

كرم هاي خاكي غذاي مورد علاقه خود را دارند. براي يافتن اين غذاها، چند كرم خاكي را در گلداني بيندازيد و روي آن را خاك بريزيد. محيط گلدان را همواره مرطوب و خنك نگه داريد. هر روز انواع متفاوتي از برگ ها را روي سطح گلدان قرار دهيد و در پايان روز چك كنيد كه چه مقدار از آن برگ ها خورده شده است. بدين ترتيب غذاي مورد علاقه كرم ها را پيدا كنيد.

 

3- در فصل زمستان كه جمع آوري غذا براي پرندگان مشكل است از بچه ها بخواهيد مخلوط هاي خوردني تهيه كنند و در اختيار پرندگان قرار دهند. اين مخلوط ها را مي توان با دانه هاي چرب مثل بادام زميني غير شور، سبزيجات خرد شده، كشمش، و دانه هاي مخصوص پرندگان تهيه كرد. مواد را كاملا خرد كنيد و پس از مخلوط كردن حجم محكمي درست كنيد و سپس آنها را با نوارهاي مختلف از درختان آويزان كنيد.

 

پرنده

از بچه ها بخواهيد با مشاهده دقيق پرندگاني كه مي بينند اطلاعات زير را راجع به هر پرنده كامل كنند. رنگ بدن، بال، دم، سر، چشم ها، نوع خواندن، ابعاد پرنده، زمان يا فصل مشاهده پرنده.

 

با مداومت در اينكار در طول سال، بچه ها اطلاعات زيادي راجع به پرنده ها خواهند آموخت مثلاً اينكه شكل جوجه بعضي از پرندگان با شكل والدينشان متفاوت است. گاهي شكل پرندگان نر و ماده با هم فرق مي كند و اينكه بعضي از پرندگان در فصل هاي مختلف تغيير رنگ مي دهند. براي كامل شدن اين فعاليت معلم مي تواند از پرندگان ديده شده عكس بگيرد و در اختيار كلاس قرار دهد.

 

4- براي اينكه دانش آموزان به صورت عملي بفهمند كه چرا انسان هاي اوليه از ساير حيوانات متفاوت بودند، توجه آنها را به نقش انگشتان دست آدمي در پيشرفت انسان ها جلب نماييد، مثلاً از آنها بخواهيد مواد غذايي گوناگون را بدون استفاده از انگشت شست بخورند. به هر دانش آموز كيسه اي حاوي يك عدد سيب، يك تكه كيك داخل كيسه پلاستيكي (سر كيسه با نخ بسته شده باشد)، يك قطعه شيريني كه داخل كاغذ پيچيده شده و يك قاشق با يك ظرف ماست بدهيد. ابتدا همه‏ي كلاس در مورد انتخاب مشكل ترين بسته براي باز كردن و سخت ترين ماده براي خوردن بحث گروهي نمايند. سپس تك تك مواد غذايي را امتحان كرده و صحت پيشگويي بچه ها سنجيده گردد. دانش آموزان مي توانند از نوار چسب هايي براي بي حركت كردن شست هاي خود استفاده كنند يا يك دستكش كهنه بدست كنند.

 

سلول

5-  در آموزش درس سلول ها، از دانش آموزان بخواهيد تصاوير كارتوني با موضوع سلول درست كنند. آنها بايد با هدف نشان دادن مراحل زندگي سلولي، داستان مصوري بنام (يك روز در زندگي موجود زنده) بسازند و در هر صحنه از داستان، مكالمات اجزاء سلول، جزئيات كار، حركت، تقسيم پذيري و تغذيه اين موجود زنده را آشكار نمايند. دانش آموزان مي‏توانند پس از رسم تصاوير با استفاده از مواد مختلف مثل ماژيك، مداد شمعي، دستمال كاغذي، ني و انواع مهره ها به برجسته‏سازي بخش هاي مختلف بپردازند و نمايي 2 يا 3 بعدي از كار خود ارائه دهند.

 

6- در فصل زمستان، هنگام تدريس رشد و نمو در گياهان، يك باغچه سبزيجات كاغذي درست كنيد. بدين منظور مي توانيد صفحه هاي بزرگ كاغذ قهوه اي رنگ را به شكل بادبزني تا بزنيد و رديف هاي باغچه (كرت) را درست كرده و لبه هاي كاغذ را بهم متصل نماييد. اين باغچه خالي، آغازي براي درس رشد و نمو در گياهان است. ابتدا در كل كلاس در مورد اينكه چه گياهان و سبزيجاتي را در باغچه تان رشد دهيد بحث كنيد. نام سبزيجات انتخاب شده را در هر رديف بنويسيد تا بچه ها كار خود را شروع كنند. آنها بايد تصاوير سبزيجات مربوطه را پيدا كرده و در باغچه بچسبانند و اطلاعاتي راجع به آنها جمع آوري نمايند.

 

7- در درس دستگاه گوارش، از دانش آموزان بخواهيد تصاويري از بدن انسان در اندازه واقعي بكشند. آنها مي توانند روي كاغذ يا مقوا دراز كشيده و دور تا دور بدن خود را خط بكشند. سپس با استفاده از مواد مختلف مانند بادكنك، پاكت، طناب، لوله و نخ قسمت هاي مختلف دستگاه گوارش را نمايش بدهند. پس ازاينكه بچه ها اعضاي داخلي بدن را مرتب كردند از آنها بخواهيد تا درباره عمل منحصر به فرد هر عضو تحقيق كرده و نتايج را بصورت داستان گوارش از زبان يك غذاي فرضي بيان كنند. دانش آموزان با استفاده از جزييات علمي، به حركت خود  در لوله گوارشي شامل دهان، گلو، مري، معده، روده كوچك و بزرگ و اندام دفع ادامه مي دهند. آنها مي تواننددر داستان خود به تغيير اندازه، ظاهر و شكل غذا در هر قسمت دستگاه گوارش اشاره مي كنند. اين فعاليت از انواع مختلف يادگيري پشتيباني مي كند و به احياء روش علمي كمك مي‏نمايد.

 

فصل ها

8- بعد از تدريس درس فصل ها، دانش آموزان را به 4 گروه تقسيم كنيد. به هر گروه صفحه مقوايي بزرگي دهيد و نام فصلي را بالاي آن بنويسيد. افراد هر گروه با هم درباره همه فعاليت هاي مربوط به آن فصل و نوع لباس متناسب با فصل فكر مي كنند. سپس مجلات قديمي را در اختيار بچه ها قرار داده تا تصاويري متناسب با آن فصل انتخاب كرده و بچينند. تصاوير روي صفحه مقوايي چسبانده شده و كلماتي نيز متناسب با فصل روي مقوا نوشته مي شود و يا بچه ها تصاويري مربوط به آن فصل نقاشي مي كنند. در پايان پوسترهاي فصل ها كنار هم چسبانده مي شود. بچه ها با مشاهده آنها چيزهاي زيادي راجع به فصل ها خواهند آموخت.



:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.
معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.


توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.www.zibaweb.com
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند

 



:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان

بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم ، اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو  دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...

 

منظور از افت تحصیلی چیست؟

 

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

 

 

        عوامل موثر بر افت تحصیلی:

         ۱.     عوامل مربوط به خود دانش آموز

·        عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره

·        عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی

·        نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل

·        عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه

·        نداشتن اعتماد به نفس کافی

·        ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات

·        عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه

 

·        نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف

·        مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر  می گردد)

 

   ۲.    عوامل مربوط به خانواده

 

·        اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود        نا مادری یا نا پدری و غیره

·        اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده

·        وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی

·    تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان

·        تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره

·    تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات

 

        ۳ .     عوامل مربوط به مدرسه

·        گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس

·        رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران

·    جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.

 

         ۴.  عوامل مربوط به اجتماع

 

دوستان نا باب

استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره

استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل

 

    مهارت های صحیح مطالعه

 

مطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است ‍‍» 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد.

عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن

لب خوانی به جای بلند خوانی

مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن

مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد

مطالعه نکردن در موقع خستگی

عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی)

مطالعه نکردن با حالت افسردگی

شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل

مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب

 

 

:افت تحصيلي يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند.

گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد. اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به کمکهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و... از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند.

 

يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است. مثلا وابستگي اي که در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شکل مي گيرد و وقتي آن نيروي کمکي به هر شکلي يا علتي نتواند ديگر به آنها کمک کند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد. از آنجا که وابستگي به مرور زمان شکل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد. کودک شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تکاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين که هميشه کسي ، دوستي يا قوم و خويشي است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند اين تفکر که هميشه کسي براي تکيه کردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي کند و سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي کند.

اين به اين معني نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممکن است قطع کمکهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع کمکهاي آموزشي خود انتخاب کنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يکدفعه پشت فرزند خود را خالي کنيد.

بهترين زمان براي اين کار وقتي است که امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته کنند براي هميشه معلول يک علت بزرگ باقي خواهند ماند.

مشکلات خانوادگي

دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يکي از عواملي است که بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي آنها مشاهده کرد.www.zibaweb.com

والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممکن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است که مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه انحرافي که در چنين لحظاتي آينده فرزندان را تهديد مي کند ببندند.

 

اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان

گاهي اوقات يکي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر کلاس درس شروع به شکايت از وضع مادي خود مي کنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند که تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و کساني که در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. بايد به خاطر داشت که اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي کند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شود. 

اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت کنيد

 

کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يکي از عوامل خطرناکي است که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود.

ترس از شکست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي کند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت کردن و تعريف خاطراتي از دوراني که خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات کاهش دهيد. بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشکلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشکلاتي که بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است که آنها نتوانند خوب پيشرفت کنند و مشکلات نيز همين را مي خواهند. به فرزند دانش آموز خود بياموزيد که مقاومت و استقامت را در خود تقويت کند. البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري که شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد

 

مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و کسب نمرات بهتر به آنها مي گويد که پول در بازار ريخته و با گفتن اين که ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح مي کنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود.

به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يک حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض کند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود. بايد مراقب اظهاراتي که در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند که درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديک خود الگوبرداري مي کنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان کرد که تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد.

 

دوستان ناباب

 

يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.

 

غذا و بيماري

 

بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل کنند تا انرژي مورد نياز براي يادگيري در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني که غذاي کافي نمي خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.

 

کشش به سوي غير همجنس

 

خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي - دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد.www.zibaweb.com

والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.

 

تكليف خانه

تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.

 

مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.

 

«كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. »1

معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند.

 

محتواي كتب درسي

 

از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.

 

اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.

 

«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!

 نويسنده:محمدصادق امینی منبع:روزنامه جام جم

 

 

****** *********

 

نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها

 

ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.  www.zibaweb.com

 

 پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان:

* معلمین گرامی به دانش آموزان خودنشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایادبگیرید.

* همکاری میان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی)تشویق کنید  * درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییردهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت،فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید.

 * برای تشویق روح همکاری،جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید.

* ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها وزیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید. تأثیر مشوق هادرانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادراارضامی نماید.برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردومشوق به حساب می آیند.درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستندکه افرادبرای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند:

 1-تقویت کننده نخستین:مانند آب وغذاکه درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجودزنده را ارضا می کند.

 2- تقویت کننده شرطی:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 

 3- تقویت کننده اجتماعی:مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند.

4- تقوین کننده شخصی:که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شودکه درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد.این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن،خوداثرتقویتی دارند.باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین ووالدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تابدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند،نه به خاطرکسب مشوق های مادی وزودگذر. www.zibaweb.com

به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند:

* معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده وتنوع درشیوه تدریس رارعایت کنندوازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند.

* میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب،تازگی،پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد،بنابراین،این امرهمراه باتغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهدداد.

* استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی،مرحبا،احسنت پس ازعملکرددرست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد.

* والدین ومعلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخوردوتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود ومیزان یادگیری ایشان استفاده کنند،نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه.

 *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد.

* معلمین ازایجادرقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند.

* معلمین بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجادکنند.

* استفاده ازبحث های گروهی،بازیهای آموزشی،ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظرمی رسد که ایجاد فضای آزادیادگیری بدون احساس ترس واضطراب ازعدم موفقیت وشکست،تشویق دانش آموزان به اظهارعقایدواندیشه های خودودرنتیجه افزایش حس مسئولیت وقبول توانائیها وشایسته گیهای خودازاموربسیارمهمدرفراگیری سریع تر ومناسب تراست.

منابع:

 1- سیف،علی اکبر- روانشناسی پرورشی ،  انتشارات آگاه ، چاپ اول 1376

 

2- ریتاویکس،نلسون-الن سی،ایزرائل،ترجمه محمدتقی منشی-انتشارات آستان قدس 1375

000000000000000000000

 چگونه دانش آموزم را به درس علاقه مند کنم
 صفحه S04 جامعه (جنوبي) ، شماره سريال 17104 ، تاريخ انتشار 870722
 
 برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، ملاحظه و مراعات کیفیت شخصیت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد.
 یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می ده.
 معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده کنند و این جاست که معلم به تنبیه بدنی و یا غیربدنی روی می آورد و البته تنبیه بدنی غالبا سازنده نیست. بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهرا از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی رود. تنبیهات غیربدنی نظیر طعنه، سرزنش، دشنام و تحقیر نیز ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست. حضرت علی(ع) می فرماید:
 
زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند.
 این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می کند. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار آن ها را تذکر دهد. چرا که آشکارگویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرات و شهامت شاگرد می شود و با لجبازی کردن سعی در تکرار عمل می نماید.
 متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
 درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شاید دانش آموزی که اینک سرکلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترین نزاع و درگیری پدر و مادر بوده است. دیگری به دلیل مشکل مالی خانواده، از تغذیه درستی برخوردار نیست و از نظر جسمانی آمادگی پذیرش درس را ندارد. دیگری مرتب مورد تحقیر و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سرکشی را در پیش گرفته است. در کنار آن ها کسی است که از فرط توجه و حمایت پدر و مادر نیازی به توجه به درس و معلم نمی بیند. حال چگونه می توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم. چرا به جای این که به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بی تربیت و تنبل بزنیم، ریشه مشکل را پیدا نکنیم. درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان و یا حتی بعضی از آن ها در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد.
 راه حل درست و منطقی دربرخورد با دانش آموزان این است که به او توجه کنیم و احترام بگذاریم. احترام یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهین به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است.
 حضرت علی(ع) فرمود: با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترامجواب گوید.
 همچنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اصولا تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می بخشد و انسان از آن لذت می برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست و معلم باید با صبر و حوصله ای که به خرج می دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده بگیرد و در عوض به دنبال کوچک ترین و کم اهمیت ترین مورد برای تشویق باشد.
 من این مورد را بارها در کلاس آزموده ام و نتیجه خوشایندی گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، کمترین توجه آن ها به درس و یا دست بلند کردن آن ها برای پاسخ دادن حتی اگر جواب سوال بسیار آسان و قبل از او کسی پاسخ را داده باشد، می تواند بهانه ای برای تشویق باشد. دادن مسئولیت به دانش آموزان شلوغ و حمایت از آن ها در برابر بقیه دانش آموزانی که به آن ها بر چسب بی تربیت و... می زنند، راه را برای ارتباط با دانش آموز باز می کند.
 یکی از مواردی که خود تجربه کردم، دانش آموزی بود که بسیار گستاخ و تنبل بود و هیچ وقت تکلیف نداشت طوری که وقتی مشکلش را در جمع همکاران مطرح کردم، تقریبا همه این طور پاسخ دادند که:
 او دانش آموزی پررو و از خود راضی است و به هیچ عنوان درست شدنی نیست. وقت خود را صرف او نکنید که فایده ندارد. اوبا خنده هایش کلاس را به تمسخر گرفته است و...
 اما من تصمیم داشتم که او را به کلاس و درس علاقه مند کنم. پس از تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم که وی فرزند یک خانواده پرجمعیت بود. پدر کارگر و بی سوادی داشت که به خاطر سختی هایی که خود در زندگی متحمل شده بود، دوست داشت بچه هایش باسواد شوند. بنابراین هر وقت نمره بدی از آن ها می دید، آن ها را به شدت کتک می زند و متاسفانه کتک خوردن برای بچه ها یک عادت شده بود.
 پس از آگاهی از مشکلاتش، با خانواده اش صحبت کردم و قول همکاری از آن ها گرفتم. در جمع همکاران نیز مشکلات او را مطرح کردم و با هم توافق کردیم که از طریق محبت و تشویق، باعث تغییر در رفتار او شویم. در اولین جلسه ای که وارد کلاس شدم به دنبال فرصتی بودم که او را تشویق کنم اما به دست آوردن این فرصت در جمع شاگردانی که تا به حال فقط شاهد تنبیه و تحقیر او در کلاس های مختلف بودند بسیار دشوار بود.
 سرگروه ها تکالیف خود را نشان دادند و اعلام کردند که فلانی باز هم تکلیف ندارد. از او خواستم دفترش را بیاورد برای اولین دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطی زیبا نوشته بود. فرصتی که به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراین با چشم پوشی از ننوشتن کامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم:
 بچه ها ببینید دوستتان چه خط زیبایی دارد و چقدر تمیز نوشته استwww.zibaweb.com
 در حالی که ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه کردم: حیف نیست، شما که خطی به این زیبایی داری، تکلیفت را کامل ننویسی؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشویق کنند و در زیر دفترش چنین نوشتم: هزار آفرین به شما فرزند خوبم که چنین زیبا می نویسی. اگر جواب سوال ها را هم بنویسی حتما زیباتر می شود. موفق باشید. در جلسات بعد نیز در جست وجوی نکات مثبت رفتارش بودم و کمترین توجه به درس و یا کمترین پیشرفت در درس را مورد تشویق قرار می دادم. بعد از چندین جلسه نشانه هایی از تغییر رفتار مانند: دست بلندکردن، شرکت در بحث های کلاس، کاهش بی انضباطی و برقراری ارتباط دوستانه با هم کلاسی ها و معلمین در او مشاهده شد، از طرف دیگر معاون مدرسه نیز از او خواسته بود که اسامی دانش آموزانی را که دیر می آیند به دفتر گزارش کند و همین امر او را نسبت به قوانین مدرسه مطیع تر کرده بود. کم کم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئولیت پذیر و علاقه مند به درس تبدیل شد.
 از جمله علل این تغییر رفتار احترام به شخصیت دانش آموز، چشم پوشی عیب ها و سعه صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می باشد. درست است که وجود استعدادهای متفاوت در افراد، معلم را وادار می کند تا برخوردهای متفاوتی داشته باشند ولی در صمیمی بودن نباید تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می کند و خود را موظف به پیروی از او می بیند

 



:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

آشنائی با ویژگی های کودکان تیزهوش برای اولیا و مربیان بسیار مهم وضروری است

آشنائی با ویژگی های کودکان تیزهوش برای اولیا و مربیان بسیار مهم وضروری است، چون شناخت این نعمت خدادادی مقدمه‌ای است برای تعلیم و تربیت و پرورش صحیح و مناسب آنها، که معمولا جهت دهی و هدایت این کودکان نیز بر مبنای همین شناخت صورت می گیرد.

در رابطه با ویژگی های کودکان تیزهوش می توان گفت، که بطور کلی آنها از جهات جسمی، حرکتی، روانی، عاطفی و اجتماعی نسبت به همسالان خود متمایز هستند. معمولازودتر می نشینند، می ایستند، راه می روند، حرف می زنند و از زندگی عاطفی پیچیده ای نیز برخوردارند. در زیر به ویژگی های اختصاصی و عمومی کودکان تیزهوش اشاره می گردد:

 

  • بسیار کمال جو هستند، به طوری که نسبت به کاری که در دست دارند بسیار حساسند که آن کار به بهترین نحو انجام شود.
  • بسیار حساس هستند و حساسیت آنها مبتنی بر ارزش های عاطفی است که در نتیجه با توجه به آسیب پذیری که به علت حساسیت زیاد در آنها وجود دارد، برخورد والدین و اطرافیان با این کودکان باید بسیار با ظرافت باشد.
  • نسبت به پدیده های مختلف عکس العمل سریع و با شدت دارند.
  • از بهره هوشی بالاتر از حد متوسط برخوردارند که به همین علت زودتر از همسالان خود قادر می شوند راه بروند، حرف بزنند، یاد بگیرند، بخوانند، بنویسند و....
  • خیلی سریع یاد می گیرند و از قدرت ادراک بسیار بالائی برخوردارند.
  • از قدرت فوق العاده حافظه برخوردارند.
  • بسیار پرانرژی هستند و نسبت به سایر کودکان و والدینشان نیاز کمتری به خواب دارند.
  • از قدرت تخیل بسیار بالا و روشنی برخوردارند و ممکن است دوست و همبازی های متعدد و خیالی داشته باشند.
  • بسیار کنجکاو هستند و به همین علت همواره پرسش های فراوان و پیچیده ای مطرح می کنند.
  • در مقابل سوالی که از آنها می شود، پاسخ های پیچیده ای می دهند، تا جائی که حتی به جزئیات مساله نیز اشاره می کنند.
  • روابط بین اجزاء یا عناصر مختلف یک موضوع یا پدیده را خیلی سریع تشخیص می دهند و حتی به روابطی که بعضا دیگران متوجه آنها نیستند، بخوبی اشاره می کنند.
  • معمولا افراد طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات را بر اساس آنچه یاد گرفته اند و در یک چهار چوب خاصی انجام می دهند، اما کودکان باهوش اطلاعات دریافتی را به شیوه جدیدی سازماندهی می کنند.
  • برای یک مساله راه حل های متعددی ارائه می دهند.
  • از خزانه لغات و واژگان متنوعی برخودارند.
  • از سلامت کلامی فوق العاده ای برخوردارند و سخنان آنها سنجیده و حساب شده است.
  • از سلامت روحی- روانی برخوردارند و به همین علت خلق و خوی خوشی دارند.
  • نسبت به بسیاری از چیزها از خود علاقه نشان می دهند و در زمینه های مورد علاقه خود پشتکار و پایداری چشمگیری دارند
  • نسبت به سایر کودکان از دامنه توجه بیشتری برخودارند.
  • از قدرت تفکر انتزاعی بیشتری برخوردارند و به جای تفکر بر روی "آنچه هست"، در اندیشه "آنچه می تواند باشد" هستند. در واقع، آنها به جای تمرکز روی بودن شیء یا پدیده ای در این فکر هستند که چگونه می شود وجود آنها را در جهت بهتر تغییر داد.
  • تمایل دارند که با بچه های بزرگتر و افراد بزرگسال در ارتباط باشند و با آنها معاشرت کنند (چون نسبت به سن تقویمی خود بلوغ بیشتری برخوردارند)
  • تمایل به رهبری دارند که این ویژگی با مشارکت در رهبری گروه و یا به تنهائی است.

 

 



:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

شناخت ویژگی های دانش آموزان

     

  سرآغاز

تنظیم فعالیت های یاددهی توسط معلم بر مبنای تفاوت های فردی دانش آموزان و توجه به ویژگی های خاص گروه های دانش آموزی، راهبردی بسیار مؤثر برای تسهیل امر یاددهی و به تبع آن، تسهیل یادگیری برای دانش آموزان است. در این مقاله، به نوعی خاص به ویژگی های دانش آموزان توجه و الگویی از گروه بندی آن ها ارائه شده است.هم چنین در چگونگی برخورد با هر گروه، راهکارهایی پیشنهاد شده اند.

تا چه حد دانش آموز خود را می شناسید؟

هر سال تحصیلی با عده ای از دانش آموزان آشنا می شویم که هر کدام ویژگی های خاصی دارند. ما دانش آموزان را از یک نظر، می توانیم به این گروه ها تقسیم کنیم: باهوش، فعال، زودرنج، غیرفعال، با اطلاعات عمومی خوب، خوش خط، بدخط، آرام، پرجنب وجوش، و دور از هنجار.

 تفاوت های عمده ی دانش آموزان

به طور کلی از نظر پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف) دانش آموزان ضعیف:

دانش آموزان ضعیف، خود به دو دسته تقسیم می شوند:

1. افرادی که در کلاس رفتار پرخاشگرانه دارند، پیوسته در جنگ و جدال اند، در رفتار آن ها ناهنجاری مشاهده می شود، در محاوره از کلام های بی مورد و نابه جا استفاده می کنند، دنباله بهانه می گردند، متوجه مفهوم درس نمی شوند، از بغل دستی خود مرتب گله دارند، هیچ علاقه ای به یادگیری ندارند، و در رفتار آن ها انواع بازی گوشی دیده می شود. این دانش آموزان، در حین تدریس، کارهای شخصی خود را انجام می دهند. وقتی از آن ها درس پرسیده می شود، به صورت آموزگار نگاه می کنند و به جای خجالت کشیدن، لبخند می زنند، و از شیطنت خود دست بردار نیستند.

 راهکارهای پیشنهادی برای کاهش رفتارهای ناپسند این گونه افراد عبارت اند از:

 در ابتدا می توان با مدیر مدرسه در این مورد صحبت و در صورت لزوم آن ها را به یک مشاور معرفی کرد. سپس

 می توان اولیا را در جریان امر قرار داد.

* می توان رفتارهای صحیح را آموزش داد. در زنگ های تفریح با آن ها صحبت کرد. اگرچه این گونه دانش آموزان همه ی رفتارهای صحیح را نمی پسندند، اما ممکن است حداقل یک مورد از آن ها مؤثر واقع شود. می توان با اولیا نیز صحبت کرد و روش مؤثری برای رفتار چنین دانش آموزانی پیشنهاد کرد تا در منزل هم با آن ها به گونه ای مشابه رفتار شود.

* می توان با تنبیهات مثبت، تا حدودی روش آن ها را تغییر داد. مثلاً، برای مدت کوتاهی، آن ها را از کارها یا کسانی که دوست دارند، محروم می کنیم و به محض این که تغییر روش دادند، ما هم روش خود را تغییر می دهیم. برای مثال، اگر از آن ها رضایت داریم، اجازه دهیم در کارهای کلاسی، مثل پاک کردن تخته که بچه ها آن را خیلی دوست دارند، با ما همکاری کنند. وسایلی را که در کلاس نیاز داریم، آن ها بیاورند. بازی هایی را که دوست دارند، ترتیب دهیم و یا آن ها را با گذاشتن شرایط سرگروه کنیم.

 

2. افرادی که در کلاس بسیار آرام اند، بدون سروصدا وارد کلاس و از آن خارج می شوند، غیرفعال اند و در تمام درس ها ضعیف اند. این گونه افراد در خواندن و نوشتن کُندند. بسیار خجالتی هستند و دوست دارند فعالیتی داشته باشند، اما نمی د. رفتار این گونه دانش آموزان هم در کلاس مشکل ساز است. ولی نسبت به دانش آموزان دسته ی اول بهترند، چون کمتر موجب حواس پرتی دیگران می شوند و همین طور کمتر توجه دیگران را جلب می کنند. دوست دارند هیچ کس با آن ها کار نداشته باشد و آن ها هم با کسی کاری ندارند.

راه کارهای پیشنهادی برای تغییر رفتار عبارت اند از: مهربانی کردن، دوست بودن، صحبت کردن در زنگ های تفریح و صحبت کردن با اولیا. برای تغییر رفتار این گونه افراد، پیشنهاد می شود که به آن ها پاداش های طولانی مدت داده شود. البته منظور این نیست که هر روز به مدت طولانی به او پاداش بدهیم، چون این کار به صورت عادت درمی آید. پاداش ها بیش تر باید معنوی باشند؛ مثل کف زدن برای صحبت کردن، بلند صحبت کردن، تمیز کردن تخته. بچه ها تمیز کردن تخته را خیلی دوست دارند و آن را نوعی تفریح در کلاس می دانند. در این صورت، به دوستانشان با خوش حالی نگاه می کنند و با خود می گویند، من چه قدر مهم هستم که معلم این کار را به من واگذار کرده است.

ب) دانش آموز متوسط

این گونه افراد از نظر پیشرفت تحصیلی در کلاس، نه در حد پایین و نه در حد بالا قرار دارند. گاهی کارشان را خیلی خوب انجام می دهند. تکالیف خود را آماده می کنند و وسایلی را که آموزگار از آن ها خواسته است به کلاس بیاورند، مهیا می کنند. ولی گاهی هم برعکس، ممکن است خوش خط یا بدخط و مرتب یا نامرتب باشند. حداقل امتیازی که از درس ها کسب می کنند، بین عدد 15 تا 18 است.

راه کارهای پیشنهادی برای تغییر رفتار آن ها عبارت اند از:

* با خود دانش آموز صحبت کنیم.

* از تشویق های به جا و مناسب استفاده کنیم.

 ج) دانش آموز باهوش و زرنگ

این افراد بهنجار هستند. اکثراً تمیز، مرتب و فعال اند. در کارهای انفرادی و گروهی موفق هستند. بیش تر آن ها خوش خط اند یا سعی برخوش خط نوشتن دارند.تند و تیز و کنجکاو هستند. برای انجام دادن تمرینات علاقه نشان می دهند. با آموزگار وبا دوستان رفتار خوب دارند. هنگام تدریس با دقت گوش می دهند. در حین تدریس و در پایان تدریس، برای پاسخ گویی به سؤالات آموزگار آماده هستند.

از این گونه دانش آموزان و هم چنین از اولیای آن ها تشکر به عمل می آید و از آن ها خواسته می شود؛ به دانش آموزان سطح پایین تر کمک کنند و برای ارتقای سطح یادگیری آن ها بکوشند.               گرد آوری :عبدالکریم اشرفی دهکردی        



:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 25 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

با سلام : از اینکه ماه مهر فرا رسیده و مدارس باز گوشایی شده اند بی نهایت خرسندم وخدمت اولیای محترم , دانش آموزان وهمکاران عزیزم تبریک عرض می نمایم



:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 25 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی
 

آیین همسایه داری

دین مقدس اسلام، برنامه ای جامع و کامل برای سعادت بشر در دنیا و آخرت است که جنبه ها و نیازمندی های فردی و اجتماعی، جسمی و روحی او را در نظر دارد و در مورد همسایه داری نیز رهنمودهای سودمندی بیان کرده است.

خداوند در قرآن کریم در برشماری مجموعه ای از حقوق اسلامی مسلمانان در قبال یکدیگر، نیکی به چند گروه از جمله همسایگان را به بندگانش سفارش می کند و می فرماید:

وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ. (نساء: 36)

و به همسایه نزدیک و همسایه دور احسان کن.

در تفسیر «دور» و «نزدیک» در آیه بالا، چند احتمال داده شده است، ولی به نظر می رسد منظور همان دوری و نزدیکی مکانی باشد. از آنجا که کلمه همسایه، در عرف عامیانه مفهوم محدودی دارد و تنها همسایگان نزدیک را دربرمی گیرد، شاید برای توجه دادن به وسعت مفهوم آن از نظر اسلام، راهی جز این نبوده است که نامی از همسایگان دور نیز به صراحت برده شود.

این بیان هنگامی تقویت می شود که نظر اسلام را درباره حد همسایگی بدانیم. شخصی می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم، حد همسایگی تا کجاست؟ فرمود: «اَرْبَعین دارا مِن کُلِّ جانب؛ چهل خانه از هر طرف».

متأسفانه در دنیای ماشینی امروز روابط عاطفی و انسانی مردم با یکدیگر چنان به ضعف و خاموشی گراییده است که همسایگان نزدیک نیز کوچک ترین خبری از حال همدیگر ندارند و حتی گاهی پس از چندین سال سکونت در یک محل، هنوز نام یکدیگر را نمی دانند. اسلام این رویه را به شدت نکوهش می کند و سفارش های اولیای بزرگوار اسلام در این باره، موجب شگفتی است. علی علیه السلام در آخرین وصیت های خود چنین می فرماید:

اللّه َ اللّه َ فی جیرانِکُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ، مازالَ یُوصی بِهْمِ حَتّی ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُورِّثُهُمْ.

از خدا بترسید! از خدا بترسید! درباره همسایگان که همواره مورد سفارش پیامبرتان بوده اند. (آن حضرت) به قدری درباره آنان سفارش می کرد که گمان می بردیم برای ایشان میراثی قرار خواهد داد.

پیامبر اسلام شیوه رفتار همسایگان با یکدیگر را در تأمین سعادت و آسایش انسان ها مؤثر می دانست و به یارانش سفارش می کرد در جایی مسکن گزینند که بتوانند از نعمت وجود همسایگان شایسته تری بهره مند شوند. وقتی یکی از اصحاب از ایشان پرسید: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! تصمیم دارم خانه ای بخرم، به نظر شما کدام محله را انتخاب کنم؟ حضرت بدون آنکه محله خاصی را به او پیشنهاد کند، فرمود:

اَلْجَارُ ثُمَّ الدّارُ، اَلرَّفیقُ ثُمَّ السَّفَرُ.

اول همسایه [را بنگر] سپس خانه [بخر]، ابتدا رفیق [برگزین] سپس سفر [کن].

پیام متن:

1. تا چهل خانه از هر طرف، همسایه به حساب می آیند.

2. سفارش به همسایه داری در گفتار امامان معصوم.

3. توجه به همسایگان قبل از خرید منزل.

آداب همسایه داری

آداب و حقوقی که اسلام برای همسایگان در نظر گرفته، فراوان است. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از یاران خود پرسید: آیا می دانید حق همسایه چیست؟ حاضران پاسخ منفی دادند. آن حضرت فرمود:

حق همسایه آن ا ست که اگر برای کرایه از شما درخواست کمک کرد، به او کمک کنید. اگر وام خواست، به او بپردازید. هرگاه تهی دست شد، از او دست گیری کنید. چنانچه خیری به او رسید، به او تبریک بگویید. هنگام بیماری، به عیادتش بروید. در مصیبت ها به او تسلیت بگویید. اگر مُرد، در تشییع جنازه اش حاضر شوید. بر ارتفاع خانه خود بدون موافقت او نیفزایید تا مانع وزش نسیم و جریان هوا نشود. هرگاه میوه ای خریدید، مقداری به او هدیه کنید و اگر مایل به این کار نبودید، آن را پنهانی به خانه ببرید و دقت کنید که فرزندتان آن را از خانه بیرون نبرد که فرزند او ببیند و به خاطر آن بهانه گیری کند. با بوی غذای مطبوع خود، او را میازارید، مگر آنکه مقداری برایش بفرستید.

گرامی داشتن و احترام همسایه نیز از سفارش های مهم اسلام است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:

حُرْمَةُ الْجارِ عَلَی الْإنسانِ کَحُرْمَةِ أُمِّهِ.

احترام همسایه، مانند احترام مادر، بر انسان لازم است.

پیام متن:

1. کمک مالی، عاطفی و غذایی، از وظایف اخلاقی همسایگان در حق همدیگر است.

2. ارزش والای احترام به همسایه در اسلام.

صبوری و رازداری با همسایگان

اگر افراد یک محل به مدت طولانی با یکدیگر همسایه باشند، کم کم بر اسرار زندگی همدیگر آگاه خواهند شد. از آنجا که آشکار ساختن اسرار زندگی مردم و فاش کردن عیب های آنان بسیار نکوهیده است، مؤمن نباید در کار دیگران کنجکاوی کند و به دنبال عیب جویی باشد. اگر هم بر حسب اتفاق بر رازی آگاه شد، باید آن را پنهان بدارد و مصداق این مثل که: «خدا می بیند و می پوشد، همسایه ندیده می خروشد» نباشد. از این رو، امام سجاد علیه السلام ، رازداری را یکی از حقوق همسایگان بر یکدیگر معرفی می کند و می فرماید:

فَإِنْ عَلِمْتَ عَلَیْهِ سُوءً، سَتَرْتَهُ عَلَیْهِ.

چنانچه بر عیب همسایه ات آگاه شدی، باید آن را پنهان سازی.

از سوی دیگر، تضاد و مزاحمت از پی آمدهای زندگی اجتماعی است. وقتی گروهی با هم در یک محیط زندگی می کنند، ممکن است کم توجهی و عمل نکردن بعضی افراد به آداب اسلامی، آسایش را از دیگران بگیرد و آنان را بیازارد و این، خود، زمینه ساز کدورت ها و درگیری های بعدی شود. در این صورت شایسته است طرفی که از همسایه خود کم لطفی دیده است، آزار همسایه را تحمل کند. اگر هم ناچار به نشان دادن واکنش شد، با رویی گشاده و زبانی نرم به وی گوشزد کند؛ به گونه ای که این تذکر به اصلاح او کمک کند و رنجش خاطرش را موجب نشود. امام کاظم علیه السلام می فرماید:

لَیْسَ حُسْنُ الجَوارِ کَفَّ الْأَذی ولکِنَّ حُسْنَ الجَوارِ الصَّبْرُ عَلی الاَذی.

همسایه داری نیکو، به آزار نرساندن نیست، بلکه همسایه داری نیکو، در صبر بر آزار همسایه است.

پیام متن:

رازداری و صبر در برابر آزار همسایگان، از جلوه های والای اخلاق همسایگی است.

آثار مثبت رعایت حقوق همسایگی

رفتار نیک همسایگان با یکدیگر، می تواند سرچشمه برکت های فراوانی باشد. تقویت روحیه همکاری و همفکری به منظور پاکیزه و آباد نگه داشتن محیط زندگی، یکی از آنهاست که خود، آرامش روانی و طول عمر انسان را در پی دارد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:

حُسْنُ الجَوارِ یُعَمِّرُ الدِّیارَ و یَزیدُ فی الْأَعمارِ.

همسایه داری نیکو، شهرها را آباد و عمرها را طولانی می کند.

در جای دیگر این امام همام، خوش رفتاری با همسایه را موجب زیاد شدن روزی معرفی می کند و می فرماید: «حُسْنُ الجَوارِ یَزیدُ فی الرِّزْقِ؛ همسایه داری نیکو، روزی را زیاد می کند».

آمرزش گناهان نیز پاداش خداوند به کسانی است که همسایه ها از آنان راضی باشند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

مَن ماتَ وَ لَهُ جیرانٌ ثلاثَةٌ کُلُّهُمْ راضُونَ عَنهُ غُفِرَ لَهُ.

هر کس بمیرد، در حالی که سه همسایه داشته باشد و همگی از او راضی باشند، آمرزیده می شود.

پیام متن:

آبادانی شهرها، طولانی شدن عمر، فزونی روزی و آمرزش گناهان، نشانه های رضایت معنوی همسایگان از یکدیگر است.

نتیجه بی تفاوتی نسبت به همسایگان

بی خبری از حال همسایگان و بی توجهی به حقوق آنان، از اموری است که در اسلام نکوهش و از آن به زشتی یاد شده است. پیامبر بزرگوار اسلام، کسی را که خود، سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، مؤمن نمی داند.

ما امَنَ بی مَنْ باتَ شَبْعانَ و جارُهُ جائِعٌ.

به من ایمان نیاروده است، کسی که با شکم سیر بخوابد، در حالی که همسایه اش گرسنه باشد.

همچنین، از امام صادق علیه السلام نقل است:

پس از جدایی حضرت یعقوب از فرزندش یوسف، فرزند دیگرش بنیامین نیز از وی جدا شد. این پیامبر بزرگ، روزی در حال مناجات به درگاه خداوند عرض کرد: بارالها، دوری از یوسف و نابینایی، مرا کم بود که بنیامین را نیز از من گرفتی! به او وحی شد: ای یعقوب! من اگر فرزندانت را میرانده باشم، برایت زنده می کنم و به تو برمی گردانم، ولی آیا به یاد داری که در فلان روز، گوسفندی کشتی و آن را کباب کردی و با اهلت خوردی و به فلانی و فلانی که همسایه تو و روزه دار بودند، چیزی ندادی؟

این حکایت، می آموزد که این بلا به سبب بی توجهی حضرت یعقوب علیه السلام به آن همسایه است.

ای که بر مرکب رهوار سواری هشدار

خر هیزم کش همسایه تپیده به گلِ است

آتش از خانه همسایه درویش مخواه

کانچه برروزن او می گذرد، دودِ دل است

پیام متن:

بی توجهی به احوال همسایگان، موجب کم لطفی خداوند و حتی نشانه ضعف ایمان است.

آزار به همسایگان

آزار دیگران، با فطرت آدمی ناسازگار است و هیچ عقل سلیمی آن را نمی پسندد. وقتی خداوند، بی توجهی به حال همسایگان را منشاء کم لطفی می شمارد، آزار رسانی به آنها، حتما پی آمدهای سنگین تری را در پی می آورد.

به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض شد: فلان زن، روزها روزه می گیرد و شب ها به نماز می ایستد و صدقه می دهد، ولی همسایه خود را نیز با زبانش می آزارد. حضرت فرمود: «لا خَیْرَ فیها، هِیَ مِن أهْلِ النّارِ؛ خیری در او نیست، او اهل آتش است».

اسلام پیروان خود را از همسایه آزاری بازداشته و هیچ ارج و حرمتی برای فرد همسایه آزار قائل نشده و دستور داده است با وی برخورد جدی کنید و او را به اشتباه خویش آگاه سازید. امام باقر علیه السلام درباره متوجه کردن همسایه به عمل نادرست خود، در حدیثی چنین می فرماید:

شخصی از آزار همسایه اش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کرد. حضرت او را به صبر فراخواند. بار دیگر نیز به شکایت آمد، حضرت باز هم او را به خویشتن داری دعوت کرد. بار سوم آمد و شکایت خود را تکرار کرد، پیامبر فرمود: چون روز جمعه شود، زمانی که مردم برای نماز جمعه می روند، اثاثیه ات را از منزل خارج کن و بر سر راه مردم بیاور. چون از تو علت این کار را جویا شدند، ماجرای خود را برای آنان بازگو کن. آن شخص به دستور پیامبر عمل کرد. چون ساعتی گذشت، همسایه ای که آزارش می داد، سراسیمه نزد او آمد و از او خواست اثاثیه اش را به منزل بازگرداند و گفت: با خداوند عهد می کنم که دیگر تو را نیازارم.

پیام متن:

همسایه آزاری، در اسلام به شدت نکوهش و نوعی جرم اخلاقی محسوب می شود.

همسایگان را دریابیم

وجود همسایه خوب، برای آدمی نعمتی ارزشمند و همسایه خوب بودن، مایه محبت و دوستی است. دل ها همواره متوجه جایی می شود که نیکی و مهربانی در آن حاکم باشد و هرجا که شهد خیر باشد، افراد گرد هم می آیند. نقش رفتار نیک در همسایگی، در ایجاد تجمع های پرشکوه و الفت های اجتماعی، فراوان است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ حَسُنَ جِوارِه کَثُرَ جیرانُهُ؛ آن که همسایگی اش نیکو باشد، همسایگانش روزافزون می شود.»

ایشان در حدیثی دیگر می فرماید: «حُسْنُ الجوار یَعْمُرُ الدّیارَ و یزیدُ فی الأعمار؛ خوش همسایگی، هم آبادی ها را آباد و هم عمرها را زیاد می کند».

امام صادق علیه السلام نیز در سخنی فرمود: «بر شما باد نماز خواندن در مسجدها و همسایگی خوب با مردم».

گاهی تحمل سختی ها و ناسازگاری های همسایگان، برای حُسن هم جواری لازم است. اگر بخواهیم روابط مان از هم نگسلد، باید صبور بود و تحمل کرد و بدی را با بدی پاسخ نداد.

رفت و آمد، رسیدگی، احوالپرسی، یاری، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز و همدردی، از جمله وظایفی که بر عهده همسایه و نیز نشانه جوانمردی و انسان دوستی است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مِنَ المُروّةِ تَعَهُّدُ الجیرانِ؛ رسیدگی به همسایگان، جوانمردی است».

همچنین حضرت امام باقر علیه السلام یکی از ویژگی های مهم شیعه را، رعایت حق همسایگی می داند و می فرماید:

والتعاهُدُ لِلجیرانِ مِنَ الفُقراءِ وَ اَهلِ المَسکَنَةِ وَ الغارِمینَ و الأَیتام.

از نشانه های پیروان ما، رسیدگی به همسایگان نیازمند و تهی دست و بدهکاران و یتیمان است.

انسان شرافتمند و با وجدان چگونه می تواند آسوده خاطر و با شکم سیر بخوابد، در حالی که در همسایگی او محروم و گرسنه و نیازمند باشد و با آنکه او می تواند گرهی را از آنان بگشاید، کوتاهی کند!؟ چگونه می تواند این سخن پیامبر را از یاد ببرد که:

ما امَنَ بی مَنْ باتَ شَبعانا وَ جارُهُ المُسلمُ جائعٌ.

هر کس سیر بخوابد، در حالی که همسایه مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است!

اگر این حق و حریم اسلامی، مسئولانه شناخته و رعایت شود، در جامعه اسلامی نیازمند و گرفتاری که صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد، پیدا نخواهد شد.

پیام متن:

حسن همجواری، رسیدگی، رفت و آمد، یاری، عیادت، انفاق و صدقه و رفع نیازمندی، از وظایف اخلاقی همسایگان نسبت به یکدیگر است.



:: بازدید از این مطلب : 412
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 9 خرداد 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عبدالکریم اشرفی دهکردی

سلام که با سلامت هم خانواده است معنایش نفی خطر یا ملزوم آن است.

۸ تغییر بزرگ زندگی که فقط با سلام کردن به دیگران اتفاق می افتد

طبق آیه إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی و آیه ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی‏الْقُبُورِ مردگان نمی ‏شنوند. بدین …

استرس و اضطراب انرژی ما را می گیرد و نهایتا ما را خسته و کم حوصله می کند. فردی که تمام روز را با تنش و استرس گذرانده …

از آنجایی که انسان موجودی حریص در مواجهه با مظاهر دنیا است، کنترل خود را از دست داده و راه افراط و تفریط را در پیش …

عبادت در مفهوم عام آن شامل همه اعمالی می شود که در مسیر جلب رضایت و خشنودی خدا و برای نیل به رشد و کمال و تقرب الهی …

كودك آزاری، سوءاستفاده های جنسی از آنها، بحران طلاق، چالش های اكولوژی و بحران محیط زیست شهری، خطر ایدز، گسترش …

سلام کردن

یكی از دستورهای اسلام، در راستای ایجاد حاكمیت صمیمیّت و دوستی، سلام است. فرهنگ سلام، آنچنان اهمیت و ارزش دارد كه شعار رسمی ملت مسلمان در دیدار با یكدیگر معرفی شده است. رسول خدا (ص) در این زمینه می فرماید : «سلام، درود ملت ماست.»

  • ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
  • سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
  • بازدید: ۸,۶۷۳
  • اخلاق اجتماعی ـ آداب معاشرت   سلام‌کردن
  •  

 

یكی از دستورهای اسلام، در راستای ایجاد حاكمیت صمیمیّت و دوستی، سلام است. فرهنگ سلام، آنچنان اهمیت و ارزش دارد كه شعار رسمی ملت مسلمان در دیدار با یكدیگر معرفی شده است. رسول خدا (ص) در این زمینه می فرماید : «سلام، درود ملت ماست.»

اهمیت این موضوع آنگاه بیشتر و بهتر فهمیده می شود كه بدانیم پیامبر اكرم (ص) بخیل ترین مردم را كسی معرفی كرده است كه در ادای سلام، بخل ورزد.

برنامه های دین اسلام به گونه ای تنظیم شده است كه افراد در جامعه اسلامی آداب اسلامی را ناگزیر باید رعایت كنند؛ زیرا گاهی تخلّف از یك دستور دینی پیامدهای تحمل ناپذیری برای فرد در پی دارد. برای نمونه، دستور دین این است كه آغاز سخن گفتن و شروع ایجاد ارتباط باید با سلام باشد و هر كس این دستور را رعایت نكند، از برخورد مناسب و شایسته، محروم می شود. پیامبر اكرم (ص) در سخنی می فرماید: «سلام، مقدم بر سؤال و درخواست است. پس هر كس پیش از اسلام، درخواستش را مطرح كرد، پاسخش را ندهید.» سلام، حق متقابل میان دو مسلمان دانسته شده است كه در دیدار با یكدیگر وظیفه دارند به هم سلام كنند.

شرکت آذین اندیشه البرز ( سهامی خاص) به شماره ثبت …

هوالرزاق با سلام آیرون پایپ در زمینه عرضه لوله …

پنجره وین سان، بخشی از گروه صنعتی آذین اندیشه البرز، …

بدیهی است كه در هر كار نیكی، آن كس كه پیشتاز باشد، فضیلت بیشتری را كسب می كند. درباره سلام نیز همین گونه است. رسول خدا (ص) می فرماید : «آنكه سلام آغاز می كند، از تكبر بر كنار است.» و در گفتاری دیگر می فرماید : «مرد مسلمان، هرگاه بر گروهی گذر كند و بر آنها سلام كند و جوابش را دهند، وی را بر آنها فزونی مرتبت است كه سلام را به یادشان آورده است و اگر جوابش ندهند، كسی كه از آنها بهتر و پاكیزه تر است، جوابش دهد.»

اگر موضوعی، حق متقابل میان دو مسلمان شناخته شود، روشن است كه هر دو طرف وظیفه ای بر عهده دارند. به این معنی كه اگر یكی از دو طرف زودتر از دیگری سلام گفت، دیگری موظف است پاسخ سلام او را بدهد و این جواب دادن لازم و الزامی است. در سخنی پیامبر اكرم (ص) می فرماید : «جواب نامه نیز مانند جواب سلام، واجب و لازم است.» و در اهمیت جواب سلام این سخن پیامبر گویاست كه می فرماید : «سلام كردن از روی میل و به دلخواه است (واجب و الزامی نیست)، ولی جواب سلام، واجب است.»

در فرهنگ سخنان پیامبر رحمت، با نگاهی دیگر به برخی از گفتارهای آن حضرت، با آثار و پیامدهای مثبت سلام آشنا می شویم. پیامبر خدا (ص) درباره نقش گسترده سلام در ایجاد دوستی و الفت عمومی می فرماید : «سلام را آشكار كنید تا دوستی و محبت در میان شما استوار گردد.» و «سلام را آشكار كنید تا در پرتوی آن به سلامتی دست یابید.»

رمز این گفتار پیامبر از سخن دیگرش به دست می آید كه می فرماید :

«سلام نامی از نامهای خداوند است كه آن را در زمین نهاده است. پس سلام را در میان خودتان بگسترانید.» این سخن رسول گرامی به آیه ۲۲ از سوره حشر اشاره دارد كه سلام در این آیه، یكی از نامهای خداوند معرفی شده است.

در گفتاری دیگر، پیامبر اكرم (ص) حسادت و دشمنی را عامل دین زدایی معرفی فرموده و راه ورود به بهشت را ایمان و شرط ایمان را دوستی همگانی و فراگیر دانسته است و آنگاه راهكار دوستی را گسترش سلام در میان افراد جامعه معرفی كرده است. در سخنی دیگر، گسترش سلام را در كنار اطعام دیگران و صله ارحام و نماز شب، از راههای ورود به بهشت معرفی كرده است.

آمرزش و مغفرت الهی، موهبتی است كه نصیب هر كس نمی شود؛ زیرا آمرزش خداوند آنجا محقق می شود كه بنده با اعمال خویش رضایت حق تعالی را به دست آورده باشد. یكی دیگر از آثار و فواید سلام در گفتار نبوی این است كه می فرماید: «از جمله لوازم آمرزش، ادای سلام و نیكی كلام است.»

رهایی از تكبّر و خارج شدن از خودبینی و كبر، از فضایل مهم اخلاقی است كه راهكارها و نشانه هایی دارد. در اندیشه الهی پیامبر بزرگوار اسلام، آنكه سلام آغاز می كند، از تكبر بركنار است؛ زیرا آغاز كردن به سلام، نشانه آن است كه انسان برای خود نسبت به دیگران، امتیاز و برتری قایل نیست.

بر این اساس، در فرهنگ دینی نه تنها آغاز به سلام به دوری از تكبر می انجامد، نشانه تواضع و خاكساری است و تواضع جز رفعت مقام و والایی موقعیت، رهاوردی ندارد.

در گفتاری دیگر، پیامبر اكرم (ص) سلام كردن را در كنار صدقه دادن در تنگ دستی و رعایت انصاف، هر چند به زیان انسان باشد، از عوامل كامل كننده ایمان شمرده است. سرّ این سخن، آن است كه عمل از اركان ایمان است و سلام، نمونه روشن یك عمل ایمانی در قلمروی روابط اجتماعی است.

سخن پایانی در این بخش اینكه هر چند سلام خود پیام آور دوستی و محبت و امنیت است، اگر همراه با گشاده رویی و برخورد محبت آمیز و آمیخته به عاطفه باشد، از فضیلت بیشتری برخوردار است تا آنجا كه چنین سلامی، صدقه به شمار می آید. به این گفتار پیامبر بنگریم كه فرموده است: «سلام كردن به مردم با گشاده رویی صدقه است.»



:: بازدید از این مطلب : 324
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 9 خرداد 1393 | نظرات ()